أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
127
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
على نوهء هشتم عمر بن على ( ع ) بوده . و خردمندى ترديد ندارد كه عادات در دست قدرت خدا تعالى باشند و ميتواند خرده خرده يا يكباره آنها را دگرگون سازد . و خبرهاى بسيارى كه قاطع عذرند در بارهء معمرين رسيده كه در زمانى دور يا نزديك از زمان ما بودند و حديث و اشعار و اندازهء عمر و اخبارشان را تاريخ نگاران بوفور ضبط كردند تا چون اخبار متواتره شده نسبت بحوادث و وقايع و اخبار بلاد و كشورهاى امروزه كه همهء دانشمندان دانند و منكر آن را چون منكر اخبار متواتره شمارند و انكار آن را زشت دانند . و اگر براى اثبات طول عمر به همين اخبار هم اكتفا شود از طول كلام و بسيار گوئى بىنياز سازد . شرح حالى از معمرين 1 - خضر پيغمبر ( ع ) كه تا آخر الزمان زنده ميماند و در حديث از او آمده كه : چون آدم ( ع ) در بستر مرگ افتاد فرزندانش را گرد آورد و فرمود : اى پسرانم راستش خدا تبارك و تعالى بر اهل اين زمين عذابى خواهد فرود آورد بايد جسد مرا در غار بهمراه خود نگهداريد تا چون به زمين فرود آئيد ( پس از طوفان نوح ) مرا بفرستيد به زمين شام تا در آنجا به خاك روم ، و جسدش بهمراه آنان بود و چون خدا نوح ( ع ) را فرستاد آن را با خود داشت و خدا طوفان را بر زمين فرستاد و همهء زمين غرق شد تا مدتى و نوح آمد تا در بابل منزل كرد و بسه پسرش سام و يافث و حام سفارش كرد كه جسد آدم را ببرند و آنجا كه فرموده به خاك سپارند ، گفتند : آن سرزمين هراسناك است و همدمى در آنجا نيست و راه را نميدانيم ولى دست بازگير تا مردم در امان شوند و فراوان گردند و در شهرها همدمى باشد و زمين خشك شود بدانها فرمود : آدم از خدا خواسته كه عمر كسى كه او را به خاك سپارد تا روز قيامت دراز شود ، و جسد آدم عليه السلام بجا ماند تا اينكه خضر آمد و متصدى بگور سپردن او شد و خدا وفا كرد بدان چه وعده داده بود و تا هر چه بخواهد او زنده بماند . اين حديث را پيشروان دين و اهل وثوق از مؤمنين و مسلمين روايت كردند . 2 - لقمان بن عاد كبير پس از خضر ( ع ) عمرش از مردم ديگر درازتر بوده